الشيخ أبو الفتوح الرازي
199
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
نگفتم ايشان را مگر آنچه فرمودى مرا به آن كه بپرستى ( 1 ) خداى را خداى من و خداى شما و بودم بر ايشان گواه تا بودم در ايشان چون وفات دادى مرا بودى تو نگاهبان بر ايشان و تو بر همه چيزى گواهى . اگر عذاب كنى ايشان را ايشان بندگان تواند و اگر بيامرزى ايشان را تو غالبى و محكم كار ( 2 ) . گفت خدا اين روز است [ كه ] ( 3 ) سود دارد راست گويان را راستىشان ، ايشان راست بهشتها مىرود از زير آن جويها هميشه باشند در آن ، خشنود بود خدا از ايشان و خشنود باشند ايشان از خدا آن رستنى ( 4 ) بزرگ بود . خداى ( 5 ) راست پادشاهى آسمانها و زمين و آنچه در آن جاست و او بر همه چيزى تواناست . قوله : * ( يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّه الرُّسُلَ ) * ، در عامل نصب « يوم » دو قول گفتند ، يكى آن كه : فعلى محذوف است و تقدير آن است كه « اذكروا » و « احذروا » ، ياد كنى و بترسى ( 6 ) از روزى ، دگر زجّاج گفت : « و اتّقوا اللَّه » كه در آيت اوّل است . قول سهام ( 7 ) مغربى گفت ، قوله : * ( وَاللَّه لا يَهْدِي ) * ، خداى در آن روز هدايت نكند ، يعنى راه بهشت ننمايد فاسقان را . و بر قول زجّاج و بر قول اوّل ظرف نباشد ، [ 50 - ر ] بلكه مفعول به باشد و ظرف ( 8 ) مفعول فيه باشد ، و بر هر دو قول « حذر » و « تقوى » . و « ذكر » تعلَّق به مضافى محذوف داشته باشد ، و تقدير اين بود كه : هول يوم و عقاب يوم ، حق تعالى گفت :
--> ( 1 ) . آج ، لب : پرستيد . ( 2 ) . آج ، لب : تويى غالب و توانا ، درستكار و درست گفتار . ( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج افزوده شد . ( 4 ) . مج ، وز ، مت : رستگارى . ( 5 ) . آج ، لب : مر خداى . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آج ، لب : ياد كنيد و بترسيد . ( 7 ) . آف : سيوم ، آن ، مر : سيم . ( 8 ) . اساس ، آف ، بم : ظفر ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد .